توجه: (موسیقی متن جدید) علم اثبات کرده است که گوش دادن به موسیقی نه تنها بر انسان ها، بلکه بر سایر موجودات دیگر تأثیرات قابل توجهی دارد، از چنین ویژگی موسیقی می توان به نحو احسن استفاده نمود. به همین دلیل ما یک موسیقی مخصوص برای مطالعه مقاله هایمان برای شما کاربر گرامی انتخاب نمودیم. از شما خواهشمند هستیم برای اینکه ذهنتان کاملأ آماده یادگیری مطالب شود، در هنگام خواندن مقالات، همیشه آن را گوش دهید. برای دانلود اینجا کلیک کنید.

از همان سال ۱۹۴۸ که نظام دجال (اسرائیل) تأسیس شد، فلسطین و غزه، هیچ گاه رنگ آرامش را ندیده است. این یک درد دل است که شما در ادامه آن را خواهید خواند. در زمان جنگ جهانی ۲ بود که آلمان نازی به توسط فرماندهی آدولف هیتلر به بهانه نژاد برتر (صرفأ بهانه) در مقابل کشورهای دیگر وارد جنگ شد. من در ادامه به شما می گویم چگونه اسرائیل تاسیس شد و همچنین چگونه از اتفاقات زمانه خود برای رویای بریتانیا جهت تأسیس استفاده نمود. حال بیایید که این توصیف کوتاه را بخوانید.

بزرگ ترین دولت استعمارگر یعنی انگلستان، در ابتدای این قرن سعی کرد برای جلوگیری از نفوذ روزافزون آلمان که همچون سرعت برق سراسر دنیا را فرا می گرفت سدی از انسانها مقابل این کشور به وجود آورد و برای رسیدن به این هدف بزرگ در برقرار نمودن ارتباط با کشورهایی مانند هلند، بلژیک، اسپانیا، پرتغال و ایتالیا کوشش فراوانی نمود تا اینکه بالاخره توانست در سال ۱۹۱۷ میلادی کنفرانسی از بزرگ ترین سیاستمداران این کشورها تشکیل دهد.
این کنفرانس بیش از یک هفته به طول انجامید و در پایان اعلامیه ای به این مضمون صادر نمود:
"بزرگ ترین خطری که ممکن است متوجه غرب شود بیرون رفتن سواحل دریای مدیترانه از دست انگلستان است این دریا حلقه ی اتصال شرق و غرب است که در دست مسلمانان می باشد، مسلمانانی که ملت واحدی هستند و دارای زمینهای وسیع و منابع سرشاری نیز می باشند، ممکن است این ملت بزرگ به پا خواسته و خود را از قید اسارت آزاد سازد، به همین دلیل به کشورهای بزرگ توصیه می شود این ملت واحد را متلاشی نموده و از اتحاد و بیداری آنها جلوگیری نمایند که اولین مرحله ی آن جدا نمودن آفریقا از آسیا و از بین بردن هر گونه اتحادی میان این دو قاره است".
این نخستین عاملی بود که دولتهای استعمارگر را به فکر ایجاد یک دولت کاملا مختلف نسبت به سایر دولتها آن هم کنار دریای مدیترانه انداخت ولی این مطلب تنها دلیل وجود اسرائیل نیست زیرا عامل دیگری نیز به نام دین در این امر سهیم بود. دلیل بعدی هم به این صورت خواهد بود که به اختصار به آن اشاره می کنم.

در سال ۱۸۹۷ میلادی در شهر "بال" کنفرانسی به ریاست "تئودور هرتزل" تشکیل شد تا بتوانند اولین گامها را برای ایجاد چنین دولتی بردارند. هرتزل در کتابی به نام "دولت یهود" که در سال ۱۸۹۵ میلادی به رشته ی تحریر درآورد از یهود درخواست نمود که دولتی در فلسطین یا آرژانتین تأسیس کنند. دوستان خوب توجه کنید، هنوز با هولوکاست حدود ۵۰ سال فاصله دارد، و صهیون ها به دنبال تأسیس کشور هستند، پس این مدرک خوبی است که نشان می دهد صهیون ها قرن ها بود که به دنبال بهانه ای چون هولوکاست بودند تا بتوانند فلسطین را اشغال کنند.
برگردیم به ادامه بحث؛ این کتاب که سر و صدای زیادی در جهان آن روز به پا کرد توانست هرتزل را متوجه این مطلب کند که این پیشنهاد موافقان زیادی دارد، به همین دلیل بی درنگ به ترکیه سفر نمود و از سلطان عبدالحمید درخواست نمود در مقابل دریافت یک مبلغ هنگفت به یهود اجازه ی ورود به فلسطین را بدهد ولی به دلیل اینکه سلطان عبدالحمید پیشنهاد هرتزل را رد نمود، وی به انگلستان متوسل شد و این کشور را راضی کرد که صحرای سینا را در اختیار آنها قرار دهد، در نتیجه چند مهندس یهودی با همکاری مهندسین انگلیسی برای بررسی اوضاع به صحرای سینا رهسپار مصر شدند ولی به دلیل شن زار بودن زمینهای این صحرا از آن صرف نظر نموده و برای استعمار فلسطین، نقشه های جدید طراحی نمودند.
دقیقأ در چنین شرایطی جنگ جهانی اول شروع شد و نگرانی عجیبی جهان و به خصوص یهود را فرا گرفت.
این جنگ که نسبت به انگلستان بسیار وحشتناک به نظر می رسید نوید بسیار درخشنده ای به یهود می داد، به همین دلیل زمانی که رهبران انگلیسی از ترس، خواب به چشم خود نمی دیدند یهود در کمال آرامش و خوشحالی به سر می بردند زیرا سعی انگلستان بر این بود که آمریکا را داخل جنگ کند تا بتواند جبهه ی خود را تقویت نماید ولی به دلیل اینکه حساسیت آمریکا توسط یهود اداره می شد انگلستان برای رسیدن به هدف خود احتیاج شدید به یهود پیدا کرد، یهود نیز برای چنین روزی دقیقه شماری می کرد فرصت را غنیمت شمرده، متعهد شد در مقابل تشکیل دولتی برای یهود در فلسطین توسط انگلستان، آنها نیز به هر قیمتی آمریکا را داخل جنگ کنند.

حال به سپتامبر ۱۹۳۹ می رویم، زمانی که جنگ جهانی دوم آغاز شده است. آلمان به وضعیت اسفناکی افتاده است، اما همچنان بر عقیده ناسیونالسم خود وفادار است. بسیاری از کشورها، از جمله همسایگان آلمان نازی به خاک او حمله می برند. و در نهایت همانطور که می دانید سرانجام نازیسم شکست می خورد و اراضی هایی که اشغال شده بود بازگردادنده می شود. در پایان جنگ بزرگ دوم، (یعنی در اوت ۱۹۴۵) صهیونیسم معترض می شوند که یک نسل کشی برایشان رخ داده، چیزی به عنوان "هولوکاست". آن ها مدعی هستند که ۶ میلیون یهودی در جریان شکنجه گاه آشویتس واقع در اردوگاه لهستان، کشته و سوزانده شده اند. در مقابل این ادعا کمی باید فکر کرد، زیرا جمعیت یهودیان آن زمان در اروپا ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بوده است؛ چگونه از این تعداد ۶ میلیون نفر کشته شده اند؟! و در ادامه گوشزد می کنم که از همان تعداد یهودی، بسیاری از آنان در دوران جنگ به سایر نقاط جهان از جمله ایالات متحده گریختند، و این بدین معنی است که جمعیت یهود دیگر حتی خیلی کمتر از ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بود.

صهیون ها برای مظلومیت خود دست به کارهای متعددی زدند که احساسات جامعه بین المللی را جریحه دار کنند. یکی از مضحک ترین کارهایی که آن ها انجام دادند، اعلام این خبر بود که هیتلر از چربی بدن حاصل از اجساد یهودیان، صابون درست کرده است، که البته با شفاف شدن این جریان دیگر صهیون ها این داستان را دیگر تکرار نکردند زیرا ماهیت دروغ آن فاش شده بود. (در مورد این موضوع مقاله به عنوان هوکاست و صابونی با عصاره یهود نوشته ایم، می توانید جهت اطلاع بیشتر مطالعه نمایید.) نکته بسیار مهمی که در هولوکاست وجود دارد این است که باید پرسید انجام دادن چنین پروژه بزرگی به عنوان هولوکاست نیاز به سرمایه و پشتیبان دارد، چه کسانی از هیتلر جهت انجام این پروژه اسپانسر شده بود؟ جواب کوتاه است: خاندان راکفلر، خاندان روتچیلد. خوب است که بدانید که این دو خاندان صهیونیسم هستند. سوال بزرگی برای هر شخصی این جا مطرح می شود، چرا خودشان باید از طرح سوزانده شدن خودشان حمایت کنند؟ این جواب ۲ قسمت دارد. ۱: آن ها این کار را انجام دادند تا بتوانند جهت تأسیس کشور اسرائیل استفاده ابزاری از آن بکنند. ۲: آن ها چون یهودی نبودند، صهیون بودند؛ به عبارت دیگر آنان عبارت های اسرائیل و یهود را دزده اند، زیرا این دو، اسم های مقدس در قوم بنی اسرائیل به شمار می آید.

یک چیز دیگر فکرم را مشغول می کند، آن هم این است که در جریان جنگ جهانی دوم، حدود ۶۰ میلیون انسان بی گناه مردند، و از یهودیان ۶ میلیون کشته. آیا فقط آن ۶ میلیون مظلوم بودند؟! آن ۶۰ میلیون مظلوم نبوده اند.؟ اصلأ فرض را بر این می گذاریم که همانطور که خودشان می گویند هولوکاست را بپذیریم، چه دلیلی دارد که ناگهان فلسطین مورد حمله قرار گیرد؟! اگر آلمان نازی برایتان هولوکاست خلق کرده، چرا حقتان را از خود آلمان نمی گیرید؟! اگر شما یک هولوکاست داشتید، فلسطین و دیگر نقاط جهان از طرح های شما چندبار دچار هولوکاست شدند؟! (اشاره به جنایات صبرا و شتیلا در سال ۱۹۸۲ و بمب گذاری بینس آیرس در سال ۱۹۹۲ و ۱۱ سپتامبر "حمله به برج های مرکز تجارت جهانی و برج شماره ۷ و وزارت دفاع امریکا" در سال ۲۰۰۱ و ترور دو فیزیکدان هسته ای ایران در سال ۲۰۱۰ و...)

باراک اوباما

بریتانیا در حدود ۲۰۰ سال پیش به توسط شیخ محمدبن عبدالوهاب، فرقه وهابیت را تأسیس کرد، و آن را در میان مسلمانان انداخت تا بتواند در میان شیعیان و اهل تسنن تفرقه بیاندازد که در وحله اول بتواند با استفاده از تفرقه آنان برای استعمار مدرن خود استفاده کند  و در یک بعد دیگر، از طرح خود یعنی اسرائیل حفاظت کند. برایم دو سوال همیشه بی جواب مانده؛ اگر واقعأ وهابیت و داعش مسلمان هستند، چرا هرکه را که می کشند مسلمان است؟ (اخیرأ مسیحیان هم به قتل رسانیده اند) اگر واقعأ مسلمان هستند با چنین قدرت خود چگونه تا به حال به طرف اسرائیل حتی یک گلوله (تأکید می کنم حتی یک گلوله) شلیک نکرده است؟! البته نباید هم انتظار این چنینی داشت، زیرا همانطور که حزب الله و حماس تابع کشور ماست، وهابیت و سلفی گری و داعش، در خدمت اسرائیل در جهت زمینه سازی اشغال سرزمین موعود برای تشکیل تأسیس معبد سلیمان و اعلام نظم نوین جهانی است. برایم یک سوال دیگر پیش می آید، آن زمان که بن لادن توانست با نیروهای خود مانند محمد عطا و توسط ۱۸ نفر که اصالت آنان بیشتر عرب بودند، به نیویورک حمله کند و چنین حادثه خونباری که در منهتن و وزارت دفاع این کشور (پنتاگون) که منجر به ۳ هزار کشته در همان روز شد، چرا امریکا به جای عربستان، به افغانستان حمله کرد؟! اصلأ برای من قابل توجیه نیست که سیستم های امنیتی امریکا نتوانسته است که این طرح را کشف و مهار کند. برای من قابل توجیه نیست که فقط به دلیل اینکه اسامه بن لادن به این کشور گریخته تمام ارتش های جهان و ناتو و... به کشور افغانستان حمله کنند. شاید دلیل دیگری بگویند که افغانستان کشوری شده بود برای استقرار تروریسم، حال من چیزی به شما می گویم، از آن جنگ ۱۳ سال است که می گذرد، آیا تروریسم در آن کشور نابود شد؟ آیا القاعده و طالبان نابود شد؟ جواب یک کلمه: خیر. پس چه تفاوتی کرد؟ تنها منابع گاز این کشور به تاراج رفت و دیگر افغانستان یک روز هم روز خوش نداشته به علاوه تبدیل به یکی از پایگاه های امریکا از کشور اسرائیل شد. عراق هم وضع مشابهی داشت. ایالات متحده در دوران جرج دبلیو بوش، چهل و سومین ریاست جمهوری امریکا بود که اعلام کرد به دلیل تسلیحات کشتار جمعی عراق و نقض قوامین بین المللی، به این کشور حمله خواهد کرد. سرانجام امریکا در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد و ضرف ۲۱ روز عراق را فتح نمود و پس از فتح بغداد، مشخص گردید که اصلأ این کشور فاقد سلاح های کشتار جمعی بوده است. هرچقدر که ادامه می دهیم سوال هایی برایم به وجود می آید. اگر باز هم بپذیریم که "جنگ علیه ترور" واقعیت داشته و چیزی به عنوان عملیات پرچم دروغین محسوب نمی شود. چرا ایالات متحده برای رهایی عراق از نیروهای تروریستی داعش همکاری نمی کند؟ ایالات متحده تنها ۲۷۵ نظامی برای حفاظت از سفارت خود واقع در عراق اعزام کرده است. آیا داعش و وهابی گری جنگ علیه ترور محسوب نمی شود؟! یا به این علت به داعش حمله نمی شود که این گروه تروریستی بتواند با قدرت هرچه تمام تر دین را نابود کند و در حین ذبح کردن یک شخص بی گناه شعار الله اکبر بگویند و از آن فیلم بگیرند و در صفحات اجتماعی قرار دهند؟! آیا برایتان سوال پیش نمی آید چرا از کلمات اسلامی نظیر "الله اکبر" استفاده می شود؟ به این علت کسانی که به طور مثال در اروپا که تا به حال اسم اسلام را نشنیده اند، وقتی عبارت "الله اکبر" را برای اولین بار می شنوند، وحشی گری این گروه مسلمان نما را می بینند و از اسلام متنفر می شوند؛ به همین علت است که همیشه فیلم هم می گیرند و در اختیار همگان قرار می دهند تا همگان ببینند و نگرششان به اسلام مورد تحریف قرار گیرد. این همان هدفی است که بریتانیا و غرب از تأسیس فرقه های نوظهور جهت پاکسازی و تهی سازی جهان از هرگونه عقاید دینی (به غیر از کابالا) از آن استفاده می کنند. تمام این جریان من را به یاد جمله معروف Novus Ordo Seclorum می اندازد.

یکی از هدف های بزرگی که رسانه ها در حال تزریق آن به ما هستند، این است که ارتش اسرائیل اصلأ آسیب پذیر نیست و هرگونه موشکی در خاک آن به توسط گنبد آهنین دفع می شود. این خبرها را باید بگویم که بسیار اغراق شده و اینطور هم نیست که فکر می کنید. زیرا همین چند روز پیش شیمون پرز "رئیس جمهوری اسرائیل" اعلام داشت که فلسطین با موشک هایش خواب را از چشمان ما برده است، اگر اینطور نیست پس چرا چند روز پیش امریکا در سنای خود تصویب کرد که کمک ۳۵۰ میلیون دلاری برای اسرائیل جهت پر کردن سوراخ های گنبد آهنین بکند؟! این ها نشان دهنده ۲ چیز است. ۱: اسرائیل کاملأ آسیب پذیر است. ۲: ایالات متحده یکی از حامیان بزرگ اسرائیل در این جنگ غزه به شمار می رود، و به همین جهت صراحتأ بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل دیروز (۲۹ تیر) از کمک های ۳۵۰ میلیون دلاری امریکا جهت توسعه گنبد آهنین قدردانی کرد و... نیازی به گفته های من نیست که به دروغین بودن مظلومیت اسرائیل بپردازم، اگر هرجا صحبت از نسل کشی شود اسم ایران "هولوکاست ایرانی" به چشم می خورد که حقایق تلخ ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ ایران را در خود جای داده است. (اگر لازم دیدیم در مورد آن مقاله خواهیم نوشت)

باید بگویم که فریب رسانه های جهان را نخورید، که می گویند ارتش اسرائیل شکست ناپذیر است. البته باید هم همچین چیزی بگویند، چون تمام صاحبین این رسانه ها اکثرأ یهودی و صهیونیسم هستند. من نگفته ام که اسرائیل ارتش آن ضعیف است، خیر؛ منکر آن نمی شوم که ۳۰۰ موشک آماده هسته ای دارد، و در عین حال عضو هیچ گروه کنوانسیون هسته ای و امپیتی ای نیست. و این به این معنی است که کشوری متعهدی نبوده و هر لحظه که بخواهد می تواند که با موشک هایش هرجایی را که خواست مورد حمله قرار دهد. من تنها می خواهم بگویم که اسرائیل با این همه ادعای خود در جنگ ۳۳ روزه لبنان از سربازانی که قوی ترین سلاحشان "کلاشینکف" بود شکست خوردند و اخیرأ از جنگ هشت روزه خود در مقابل غزه باز هم شکست خوردند و این اسرائیل بود که خواستار آتش بس شد.

این هم به عنوان نکته آخر بگویم، تا حالا توجه کرده اید که با این همه کارهای خونین بار اسرائیل مانند "صبرا و شتیلا" در دوران آریل شارون (قصاب لبنان) و جنگ های ۳۳ و ۲۲ و ۸ روزه و شهرک سازی در کرانه باختری و تصرف ارتفاعات جولان سوریه و حال جنگ جدید خود با غزه و...، چرا اسم این کشور در لیست کشورهای حامی تروریسم و محور شرارت قرار نمی گیرد؟! یا چرا هیچ گونه تحریمی علیه اسرائیل صورت نمی پذیرد؟! هرساله همایشی به عنوان "دوست صهیون" برگزار می شود، چرا یک همایشی از مظلومیت مردم فلسطین برگزار نمی شود؟! این ها همه نشان دهنده آن است که سازمان ملل و... چیزی جز تشریفات نیست و آن ها برای هدف خود "حکومت جهان از اسرائیل" تلاش می کنند.

صبرا و شتیلا

اما این را از من به یادگاری داشته باشید: مهم نیست چقدر تلاش می کنند، جبهه دجال در نهایت شکست خواهد خورد.

نقشه فلسطین

 

برای حمایت از فراماسونری ممنوع مطالب ما را به توسط کلید های شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارید