جایزه‌ای برای ایرانیان عضو فرقه ضاله بهاییت : جایزه  میراث فرهنگ  هدیه CIA به معاندین نظام  - تصاویر shia muslim                  
 موسسه هوور، با حزب لیکود رژیم صهیونیستی روابط نزدیکی دارد و سیاست مداران برجسته آمریکایی همچون رایس و رامسفلد از اعضای آن هستند. این مؤسسه پروژه‏‌ای به‏‌نام "دموکراسی در ایران" را در دستور‌کار قرار داده است که زیر نظر سه عنصر امنیتی به‏ نام‌‏های "عباس میلانی"، "لری دیاموند" و "مایکل مک فور" اداره می‏‌شود.

 به گزارش مصاف به نقل ازمشرق - انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه ‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» (power Soft) در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که "قدرت سخت" نامیده می شود،تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق جنگ نرم متمرکز می کند. بعدها نظرات نای تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری"قدرت هوشمند" Smart power به مورد اجرا گذارده شد.
بر اساس این نظریه، آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم "انقلاب نرم" معروف شد. بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور به شمار می رود.

   موسسه هوور(زیر مجموعه دانشگاه استنفورد) می باشد. موسسه هوور، با حزب لیکود رژیم صهیونیستی روابط نزدیکی دارد و سیاست مداران برجسته آمریکایی همچون کاندولیزا رایس و دونالد رامسفلد از اعضای آن می باشند. این مؤسسه پروژه‏‌ای به‏‌نام "دموکراسی در ایران" را در دستور‌ کار قرار داده است
 
یکی از روش های پرکاربرد در عرصه جنگ نرم، اهدای جوایز به ظاهر بین المللی به افراد خاص می باشد که این روش با هدف استحاله فرهنگی کشورهای دیگر صورت می گیرد. یکی از جوایز فوق، جایزه "میراث فرهنگ" است که از سوی دانشگاه استنفورد به افراد خاص اهدا میشود. در حقیقت مجری اصلی این جایزه، موسسه هوور(زیر مجموعه دانشگاه استنفورد) می باشد. موسسه هوور، با حزب لیکود رژیم صهیونیستی روابط نزدیکی دارد و سیاست مداران برجسته آمریکایی همچون کاندولیزا رایس و دونالد رامسفلد از اعضای آن می باشند. این مؤسسه پروژه‏‌ای به‏‌نام "دموکراسی در ایران" را در دستور‌کار قرار داده است که زیر نظر سه عنصر امنیتی به‏ نام‌‏های‌ "عباس میلانی"، "لری دیاموند" و "مایکل مک فور" اداره می‏‌شود.

عباس میلانی: وی در زمان محمدرضا پهلوی به‌‏دلیل فعالیت در گروه‌‏های چپ(حزب توده) دستگیر می‏‌شود. او بعدها به یک سلطنت‏‌طلب دو آتشه مبدل می‏‌شود به ‏طوری که پس از انقلاب یکی- دو سال در ایران زندگی می‏‌کند اما پس از چندی کشور را به مقصد آمریکا ترک و در آنجا کتاب‏‌های متعددی را به نگارش درمی‌‏آورد و در این کتاب‏‌ها از دستاوردهای رژیم پهلوی تقدیر می‏‌کند.سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰ خورشیدی)، احسان یارشاطر، از عباس میلانی می‌خواهد تا درباره چند شخصیت نامدار تاریخ معاصر ایران برای "دانشنامه ایرانیکا" بنویسد. همین، نقطه عزیمتی می‌شود تا سه‌گانه‌ای توسط این نویسنده و پژوهشگر (نخست به زبان انگلیسی) تدوین شود که باهم رابطه بینامتنی دارند. "معمای هویدا"، "ایرانیان نامدار" (۲۰۰۹) و "نگاهی به شاه" (۲۰۱۳).

وی در حال حاضر رئیس دپارتمان ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد می باشد. "در مثلث براندازی نظام جمهوری اسلامی (بازوی فکری، بازوی رسانه‏‌ای و بازوی اجرایی) هرکدام از مؤسسات آمریکایی فعالیت خاصی را انجام می‏‌دهند که در ایران نیز یک سری افراد با آنها همکاری دارند. میلانی، 6 ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم برای نمایندگان کنگره آمریکا سخنرانی کرد و رسما با کارشناسان CIA برای تدوین مدل براندازی نظام جمهوری اسلامی نشست گذاشت. 

 عباس میلانی؛ مؤسسه هوور پروژه‏‌ای به‏‌نام "دموکراسی در ایران" را در دستور ‌کار قرار داده است که زیر نظر سه عنصر امنیتی به‏ نام‌‏های‌ "عباس میلانی"، "لری دیاموند" و "مایکل مک فور" اداره می‏‌شود
 
لری دیاموند: از اساتید دانشگاه استنفورد و از مدیران برجسته NED (صندوق اعانه ملی برای دموکراسی) است و علاوه بر تعلقات صهیونیستی، به دمکرات‌های آمریکایی نیز نزدیک می‌باشد. 90 درصد بودجه NED توسط کنگره آمریکا تأمین می شود. NED فعالیت خود در خصوص ایران را از سال 1999 شروع کرده است. ماموریت این موسسه در چارچوب سیاست‌های کشور آمریکا در راستای جنگ سرد بوده که پس از جا افتادن براندازی نرم به عنوان روش موازی در کنار براندازی سخت این موسسه فعالیت خود را در این زمینه آغاز کرده است. در اواخر دهه 90 و به خصوص پس از ماجرای 11 سپتامبر 2001 که دنیای اسلام یک اهمیت کلیدی برای آمریکا، اسرائیل و متحدانش پیدا کرد، NED هم تمرکز خود در منطقه را بیشتر کرد

لری دیاموند؛ از اساتید دانشگاه استنفورد و از مدیران برجسته NED (صندوق اعانه ملی برای دموکراسی) است و علاوه بر تعلقات صهیونیستی، به دمکرات‌های آمریکایی نیز نزدیک می‌باشد

حال به بررسی برندگان این جایزه و سابقه این افراد می پردازیم:

هوشنگ سیحون: وی از معماران عضو فرقه ضاله بهائیت می باشد که در سال 2013، جایزه میراث فرهنگ را از دانشگاه استنفورد دریافت کرده است. هوشنگ سیحون در سال 1299 در خانواده ای بهایی در تهران به دنیا آمد.پدرش از یهودیانی بود که به فرقه ضاله بهاییت پیوسته بود. وی پس از اخذ دیپلم در سال 1319 به دانشگاه تهران رفت و در رشته معماری دانشکده هنرهای زیبا به تحصیل پرداخت. هوشنگ سیحون، پیش از انقلاب و در دوران ریاست شورای شهرسازی و نوسازی تهران، موضوع "محدوده" و "خارج از محدوده" را مطرح ساخت. سیحون به هنگام تعیین مرزهای محدوده تهران، اراضی متعلق به خاندان سلطنت و افراد وابسته به دربار و کلان سرمایه داران عضو روتاری و اعضای فرقه ضاله بهاییت را داخل محدوده قرار داد و به عنوان رئیس کمیسیون طراحی شبکه اتوبان های تهران، ترتیبی داد تا اتوبان ها از کنار این اراضی بگذرد و بدین ترتیب موجب شد تا قیمت این اراضی یک شبه صدها برابر افزایش یابد. همچنین وی در دوران ریاست پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، کارنامه سیاهی از خود بر جای گذاشت.

رواج ابتذال و تشویق لاابالیگری در دانشکده هنرهای زیبا در دوران ریاست هوشنگ سیحون آن قدر اوج گرفت و آنچنان تاثیر بدی بر رفتار و کردار دانشجویان رشته های مختلف این دانشکده گذاشت که دانشجویان هنرهای زیبا را در شمار بدنام ترین دانشجویان دانشگاه تهران قرار داد. استفاده از مدل های زنده و عریان زنان در کلاس های درس و اختصاص جدول دستمزد برای مدل های عریان،جهت ترغیب جوانان به اینکار و انجام اسکیس با طرح موضوعات غیراخلاقی همچون طرح اسکیس حمام عمومی زنانه و طرح رقاصه و... تنها بخشی از کارنامه وی را شامل می شود. هوشنگ سیحون پس از پیروزی انقلاب از ایران مهاجرت کرد و به جمع اعضای فرقه ضاله بهاییت در ونکوور کانادا پیوست.

هوشنگ سیحون؛ وی از معماران عضو فرقه ضاله بهائیت می باشد که در سال 2013، جایزه میراث فرهنگ را از دانشگاه استنفورد دریافت کرده است
 
احسان یارشاطر: وی، همانند هوشنگ سیحون، از اعضای فرقه ضاله بهاییت می باشد. احسان یارشاطر در یک خانواده بهائی اهل کاشان در همدان متولد شد. وی هم اکنون سردبیر دایره المعارف ایرانیکا و از کارگزاران بنیاد اشرف پهلوی در واشنگتن. دی. سی می باشد. ایرانیکا مجموعه دایره المعارفی است که توسط مرکز آمریکایی ایرانشناسی در حال تدوین است ؛  دولت آمریکا ، سازمان سیا  و موسسات وابسته و تعدادی از روشنفکران فراماسون سعی در معرفی آن  به عنوان مرجع  فرهنگ و تمدن ایرانی دارند و تالیف آن بدون تردید یکی از اقدامات بنیادین غرب  برای مقابه با ارزش های  اسلامی – ایرانی است و در راستای تهاجم فرهنگی و جنگ نرم صورت می گیرد.

نکته جالب توجه اینکه، از 279 نفری که در تهیه  جلد اول این مجموعه فعال بوده اند 231 نفر آنها آمریکایی و مابقی ایرانی  بوده اند.دولت آمریکا  برای دانشنامه ایرانیکا سرمایه گذاری کلانی را انجام داده اند و برای آن تیم های بسیاری را تدارک دیده اند که  مدیریت این تیم ها بر عهده  احسان یارشاطر مشاور بنیاد  فرهنگی  پهلوی ، استاد  اسبق دانشگاه تهران؛ پیرو فرقه ضاله بهائیت و عضو لژ فراماسونی "مهر” و  عضو فعلی کلوپ روتاری  "رنچو پارک” لوس آنجلس است. از ویژگی های لژ مهر حضور استادان  علوم انسانی  بود که فعالیت خاصی را در کم رنگ کردن تاریخ و ادبیات ایران  و اسلام  و بزرگ نمایی  دوران پیش از اسلام بوده است.

اما در تالیف ایرانیکا، احسان یار شاطر همواره از پیروان فرقه بهائیت مدد جسته و  از این طریق سعی در  بکار گیری  اصطلاحات  و الفاظ فارسی  رایج در میان  بهائیان  داشته است. وی  در فصل نامه ره آورد، می نویسد: ایران سرزمین دین ها  و دین آوران است  و تنی چند از  نام آورترین دین آوران  جهان  همچون زرتشت  و مانی  و باب  و بها از این سرزمین برخاسته اند. 

احسان یارشاطر؛عضو فعال فرقه ضاله بهاییت. .وی هم اکنون سردبیر دایره المعارف ایرانیکا و از کارگزاران بنیاد اشرف پهلوی در واشنگتن. دی. سی می باشد.
 
ریچارد فرای: وی تئوریسین مکتب ایرانی و معروف‌ترین ایران‌شناس یهودی عضو سازمان CIA می باشد. ریچارد فرای با فرقه‌های ضاله از جمله« بهائیت» و «اسماعیلیه» نیز روابط نزدیکی دارد و با احسان یارشاطر همکاری های گسترده ای داشته و همچنین با کمک آقاخان (رئیس فرقه اسماعیلیه) برنامه «مطالعات ایرانی» در دانشگاه هاروارد را گسترش داده است. رایزنی‌های او به تاسیس کرسی مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا نیز انجامید. فرای به سِمت اولین استاد کرسی ایران‌شناسی در ایالات متحده منصوب شد و پس بازگشتش به هاروارد، احسان یارشاطر بهایی به این منصب دست یافت. فرای در کسوت یک ایرانشناس، کار خود را برای عرضة یک "قرائت ایرانی از شیعه" کلید زد و هدفش را مشخصاً "دگرگون کردن سرچشمه‌های دینی در ایران" اعلام کرد.

او در دیباچه کتاب "عصر زرین فرهنگ ایران" به صراحت نوشت «باید این نظریه اسلامی را که همه چیز برای مسلمانان با پیامبر اسلام آغاز می‌شود، دگرگون ساخت» و آنان را به «فرهنگ ایران باستان» بازگرداند. وی از سال 1330 فعالیت خود در رابطه ایران را آغاز کرده است. ریچارد فرای نه تنها به طور رسمی آخرین بازمانده تشکیلات ضدجاسوسیِ «اتاق سیاه» در CIA شناخته می‌شد، بلکه از معروف‌ترین ایران‌شناسان آمریکایی و از بزرگترین جاسوسان زنده غرب در خاورمیانه است. فرای در زمره پرنفوذترین دانشمندان آمریکا در سطح جهان قرار داشت و البته ماموریت‌های مختلفش از او جاسوسی کارکشته و باتجربه در امور خاورمیانه ساخت. وزارت اطلاعات در ابتدای دهه 1370 پس از شناسایی یکی از پروژه‌های جمع‌آوری اطلاعات او در تهران رسماً تایید کرد فرای جاسوس CIA است. 


ریچارد فرای؛ وی تئوریسین مکتب ایرانی و معروف‌ترین ایران‌شناس یهودی عضو سازمان CIA می باشد.
 
علاوه بر هوشنگ سیحون، احسان یارشاطر و ریچارد فرای، امین بنانی، عباس میلانی، بهرام بیضایی و حسین ضیایی نیز جایزه میراث فرهنگ را از دانشگاه استنفورد دریافت کرده اند. 

ریچارد فرای در کنار احسان یارشاطر، این دو همکاری بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند و عمده فعالیت های مشترکشان در راستای جعل تاریخ ایران می باشد.
 
همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، اهدای جایزه از سوی نهادهای وابسته به دولت آمریکا، یکی از ابزارهای پیشرفته کشورهای سلطه گر غربی در جنگ نرم می باشد. با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت که به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد. همه افراد جامعه می‏توانند بخش های مشخصی باشند که مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است که بانی جنگ نرم آن را دنبال می کند.  
بنابراین در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی، روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع، با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش‏های مقابله باشد.